سديد الدين محمد عوفى

479

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

كه « 1 » آفتاب بلند برنيامدى « 2 » و شدت هوا و « 3 » سرما درنشكستى « 4 » از خانه برون نيامدى . روزى دوستى او را بر آن اسرافها ملامت كرد و اين سه بيت بگفت « 5 » بيت اى بس « 6 » كه جهان « 7 » جبهء درويش گرفتى « 8 » * كز « 9 » فضلهء زنبور برو دوختمى جيب اكنون همه شب منتظرم تا كه برآيد * ماهى « 10 » كه بهر حجره چراغى نهد « 11 » از غيب آن روز فلك را « 12 » چو بدان شكر نكردم * امروز ز من زشت بود گر كنمش عيب « 13 » حكايت ( 6 ) آورده‌اند كه عروة « 14 » بن اذينه « 15 » از شعراى معروف بوده است و ذكر او در ميان شعراى عرب سايرست ، و او مردى باذل و بامروت بود و هرچه او را به دست آمدى جمله را « 16 » تلف كردى و اسراف نمودى « 17 » و عاقبت را نينديشيدى « 18 » . وقتى يكى از معارف مدينه او را گفت كه آخر « 19 » چندين مال كه « 20 » به دست مىآرى و آن جمله به اسراف تلف مىكنى

--> ( 1 ) - مپ 2 - كه ( 2 ) - مپ : نگشتى ( 3 ) - متن : از ، مج - هوا و ( 4 ) - بنياد : بشكستى ، مپ 2 - و شدت هوا . . . در نشكستى ( 5 ) - مج : انشا كرد ( 6 ) - مج : روزى ( 7 ) - مج - جهان ( 8 ) - مج : گرفته ، بنياد : بريدى ( 9 ) - مج : از ( 10 ) - بنياد : شمعى ( 11 ) - متن : بنهم : فا : بنهد ( 12 ) - مج - را ( 13 ) - مج + بعد از آن كه مال تلف شد شاعرى را شعار ساخت ( 14 ) - متن و مپ 2 و بنياد : عمرو ( 15 ) - متن و مپ 2 : اديسه ، بنياد : اديبه ( 16 ) - مپ 2 - را ، بنياد : همه را ( 17 ) - مپ 2 - و اسراف نمودى ( 18 ) - مج : نه انديشيدى ( 19 ) - مج - كه آخر ( 20 ) - بنياد + تو